دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.<br> <br> جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟!!!<br> <br> زاهد گفت: مال تو کجاست؟<br> <br> جهانگرد گفت:من اینجا مسافرم.<br> <br> زاهد گفت: من هم...