احساس مسئولیت واحساس دردمندی هرگز به مکان خاص و مقطعی از دوران زندگی اختصاص ندارد. در سراسر عمر پربرکت انسان متعهد، احساس مسئولیت همچنان شعلهور بوده و برای انجام تکلیف و ادای وظیفه پویا و در حال تلاش است لذا بازنشستگی در فرهنگ اسلامی به معنای انزوا و گوشهگیری نیست. چطور ممکن است این همه تجربه را بعد از دوران بازنشستگی به فراموشی بسپاریم و در گوشهای آن را دفن کنیم.
دفن کردن علوم و دانش و تجربیاتی که در طول عمر پرنشاط یک متعهد در فراز و نشیبهای تجربههای عملی و در زوایای کلاس درس و بحث و مدرسه بهدست آمده است، در حقیقت اگر چنین جفایی به آموزش و پرورش کنیم گناهی نابخشودنی است و باید در پیشگاه خدا و مردم پاسخگو باشیم.بازنشستگی آخر خط و پایان کار نیست و نباید چهره سفیران تعلیم و تربیت در بازنشستگی گرفتار غمانکی و اندوهگینی و کسالت روحی شود. نباید این عزیزان احساس غربت و انزوا کنند. به تعبیری هر تار موی سفید بازنشستگان بیانگر کوهی از تجربیات است که در سینه آنها نهفته و روشنی بخش مسیر جوانان و نوجوانانی میباشد که آیندهساز این جامعه اسلامی هستند و باید کشور را در آینده بسازند.
● ادامه فعالیت در دوران بازنشستگی
دوران بازنشستگی، دوران آرامش فکر برای انسانی است که ۳۰ سال در حال تلاش برای سازندگی کشور بوده و بعد از بازنشستگی هم باید برای او آرامش بهوجود بیاید تا از تجربیات او در حوزههای برنامهریزی، استفاده شود. یعنی اگر یک بازنشسته در دوران کار خود در مسائل اجرایی تلاش کرده همچنان باید به نحوی بتواند تجربیات خود را در برنامهریزیهای ستادی بهکار گیرد و بتواند این تجربیات را منتقل کند.
میشود این تعبیر را بهکار برد که بازنشستگی، آغاز فرهیختگی است به لحاظ اینکه فرهیختگی در اوج بالندگی و تکامل انجام میگیرد و عبور از آخرین پلههای نردبان تعالی در مسیر حیات اجتماعی و در دوران میانسالی و سالخوردگی و مرحله پایانی نردبان ترقی است و لذا میتوان گفت که بازنشستگان از خردمندان و صاحبنظران جامعه هستند و باید از اندیشه و نظرات آنها بهره گرفت. نسل جوان و فرزندان این جامعه باید به بازنشستگان و فرهیختگان تعلیم و تربیت احترام بگذارند واین دستور دین اسلام است و در مبانی اعتقادی ما وجود دارد. باید در برابر آنها زانوی ادب بزنند و حریصانه از آن عزیزان کسب علم و تجربهای که با قیمت بسیار زیاد و گزافی برای بازنشستگان بهدست آمده است، نمایند.
جوانان در نظام اداری ما باید از این تجربههای گرانبها استفاده کنند. بازنشستگی به بار نشستن تجربیات است. گرچه دوران بازنشستگی را وداع با برخی از لحظههای شیرین زندگی مینامند، اما میتوان گفت که یک زندگی نو و جدید است. در این دوران انسان بازنشسته احساس میکند که تجربههای او و ثمرههای تلاش گذشته او در نتیجه ۳۰ سال عمر او که روزها و ماههای آن توام با تلاش بوده و در جای جای این جامعه تجربه کسب کرده، در مجموع جامعه خود و در نسلی جوان نهادینه شده و در حال به بار نشستن است و شاید به این شیرینترین لحظههای زندگی یک انسان باشد که احساس کند ثمره عمر او در حال به بار نشستن است. این شیرینی کمتر از شیرینی دوران قبل از بازنشستگی نیست.