به جرأت میتوان گفت «ابد و یک روز» یک فیلمِ اول موفق و تماشایی است که تماشاگر را تا آخرین لحظات به دنبال خود میکشد. بیان مصائب و مشکلات خانوادههای فقیر در سینمای ایران، چندان جدید نیست، اما نوع نگاه و شیوه پرداخت سعید روستایی، جوانترین کارگردان جشنواره سیوچهارم فیلم فجر، به این طبقه، حائز اهمیت است. بازی درخشان بازیگران، فیلمنامه قوی، تدوین درست و بهجا، کارگردانی حسابشده، دیالوگهای یکدست، موسیقی تأثیرگذار و... همه دست به دست هم داده است تا از فیلم «ابد و یک روز» به عنوان یک فیلم تحسینشده یاد شود که هم توجه مخاطب را برانگیخته و هم مورد توجه منتقدین بوده است.
فضای فیلم، محلهای در جنوب تهران را نشان میدهد. خانوادهای فقیر با کوهی از مشکلات، با سختیها دست و پنجه نرم میکنند. پدر خانواده فوت کرده و مادر زمینگیر و مریض است و باید به او رسیدگی شود. دو دختر خانواده ازدواج ناموفق داشتهاند. یکی از دختران مجرد، افسردگی دارد و سمیه دختر فداکار خانواده، بار همه مصائب را به دوش میکشد. برادر بزرگ آنها، در گذشته اعتیاد داشته و اکنون ترک کرده، ولی ننگ سوءسابقه همیشه در زندگی با او همراه است. برادر کوچکتر، نوید، شاگرد اول است و در آستانه راهیابی به مدرسه تیزهوشان. محسن با بازی درخشان نوید محمدزاده، نقطهعطف خانواده است که زندگی آنها را به شدت تحتتأثیر قرار میدهد؛ کسی که از کمپ ترک اعتیاد فرار کرده و در محله، به فروش و پخش مواد مخدر مشغول است. در واقع ببینده با خانوادهای روبهرو میشود که با انواع مشکلات در جنوب تهران به سختی زندگی میگذرانند.
«ابد و یک روز» فیلم عجیبی است، نه اینکه پرداختن به یک قشر و طبقه اجتماعی و معضلاتی که گریبانشان را گرفته، اتفاق ویژهای باشد، اما نگاهی که کارگردان (سعید روستایی) در این فیلم به این طبقه اجتماعی داشته است، بسیار دقیق و موشکافانه است. این فیلم داستان بسیار تلخ خانوادهای از طبقه فرودست را با سبک زندگی خاص خود به تصویر میکشد. خانوادهای که از اعتیاد، افسردگی، بیماری، سوءسابقه، فقر و ... رنج میبرند، اما نکته اصلی در این است که هرگز امید خود را از دست ندادهاند. همه اعضای خانواده با وجود فقر فرهنگی شدیدی که دارند، هر روز به دنبال روز بهتر از خواب برمیخیزند و زندگی را از سرمیگیرند. داشتن امیدهایی هر چند کوچک مانند نمرههای 20 پسر کوچک خانواده، بیدارشدن و سرکار رفتن خواهر وسواسی و بیمار، خریدن ماشین و... بارقههای امید و زندگی را در دل آنها زنده نگه میدارد.
«ابد و یک روز» در پرداخت به خانوادههای طبقات پایین و سبک زندگی خاص آنها، بسیار موفق عمل کرده است. خانوادهای که اعضایشان مشکلات خود را با داد و بیداد و حرفهای ناپسند حل میکنند، به هم کنایه میزنند و دعوا میکنند و...، اما این سبک زندگی خاص آنهاست. تنها همین راه را بلدند. تنها میتوانند با زور و دعوا و کتککاری مشکلاتشان را حل کنند. آنها چارهای ندارند، چون راه دیگری بلد نیستند.
یکی از خواهرها (با بازی ریما رامینفر) با فرزندی که در سن بلوغ است، دستوپنجه نرم میکند. زنی که با وجود بدبختیها و سختیهای زندگی شخصی خود، باید کمکحال خانواده خودش هم باشد و بار خانوادهای از طبقه فرودست که از مشکلات عدیدهای رنج میبرد را نیز به دوش بکشد. یکی دیگر از خواهرها با بیماری خود سردرگم است، او افسردگی دارد، گاهی سر کار میرود و گاهی نمیرود. برای گذران زندگی، از گربههای اشخاص پولدار نگهداری میکند و اوضاع خانواده را بیش از پیش بهم میریزد. مادر مریض هم با محبتهای جاهلانه خود اوضاع را خرابتر میکند. شیرین یزدانبخش، شخصیت مادری را بازی میکند از طبقه فوقالعاده پایین جامعه و بیسواد. تمام محبتهای مادرانه او از روی جهل است. مثلاً در سکانسی از فیلم میبینیم که او یک بسته شیشه را مخفی کرده تا پسرش ببرد بفروشد و زندگیاش را بگذراند، اما در این میان باز هم یک دختر فداکار است که جور تمام خانواده را به دوش میکشد. سمیه (پریناز ایزدیار) برای بهترشدن اوضاع، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند. باز هم این یک زن است که مردانه و با تمام وجود برای زندگی میجنگد. تلاش میکند اوضاع را بهتر کند.
خواهر و برادرهای سمیه از ازدواج و رفتن او از خانه بیم دارند. با وجود اینکه افراد خانواده، هرکدام به نوعی درگیر مسایل اجتماعی هستند، باز هم دوست دارند دور هم جمع باشند، با هم شادی کنند و بنیان خانوادشان را هر چند سست و متزلزل، حفظ کنند. مفهوم خانواده برای آنها همچنان زنده است. نوید با وجود اینکه معتاد است، منطقیترین حرفها را به خواهرش میزند. خواهری که میخواهد با ازدواج با مردی افغان و گرفتن شیربها و به واقع فداکردن خود، تا حدودی از آلام خانواده بکاهد. اما به راستی آیا خواهر می خواهد از آلام خانواده بکاهد یا برای فرار از خانواده پر آسیبش می خواهد به آن ازدواج رضایت دهد؟
«ابد و یک روز» با میزانسنهای پیچیده کارگردان و تهیهکننده آن، و البته با بازیهای درخشان بازیگرانش منجمله پیمان معادی و نوید محمدزاده، از جهت تکنیکی فیلم موفقی است اما نکته ای که نباید از آن غفلت کرد آن است که این فیلم استعاره گونه نیز هست و می توان آن را با خوانشی دیگر، فیلمی دانست که در آن خانه ای که پر آسیب است استعاره ای از وطن باشد که در این صورت نویسنده و کارگردان با استفاده از استعاره ها به دنبال القای سیطره مسایل و مشکلات در کشور هستند.
معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری