و مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ
حَسْبُه [الطلاق : ۳ ]
هر کس به خدا
توکل کند خدا برای او کافیست.
عین الدوله از وزرای قاجار
بود . روزی از خانه بیرون آمد و دو فقیر را دید که پشت در خانه ی او نشسته اند و
هرکدام ذکری بر لب دارند ؛
یکی می گوید : ” کار ،
خوبه عین الدوله درست کنه ”
و دیگری می گوید : ” کار ،
خوبه خدا درست کنه ” .
عین الدوله وقتی این
صحبت ها را شنید ، خوشش آمد و دستور داد که یک سکه ی اشرفی درون ظرفی بگذارند و
روی آن غذا بکشند و به فقیر اولی که از او تعریف می کرد ، بدهند .
آن فقیر ، که به طمع پول
نشسته بود ، ظرف غذا را گرفت و با ناراحتی آن را به فقیر دومی داد . فقیر دومی هم
غذا را خورد ، پول را برداشت ، و رفت .
عین الدوله فردای آن روز ،
باز فقیر اولی را بر در خانه ی خود دید . گفت : ” مگر دیروز پول را برنداشتی؟!
دیگر چه می خواهی؟! ” فقیر گفت : ” ما که پولی ندیدیم ؛ اگر منظورت ظرف غذاست، که به آن فقیر دادم.”
عین الدوله لبخندی زد و
گفت : ” بله ؛ حقیقت را همان فقیر می گفت ! کار خوبه خدا درست کنه ، عین الدوله سگ
کیه ؟ ”