یارب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول ز خودم بیخود کن بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده
الهی، ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای معطی بی فطرت ای بخشنده بی منت، ای داننده رازها ای شنونده آوازها ای بیننده نمازها ای شناسنده نامها ای رساننده گامها ای مبرا از عوائق ای مطلع بر حقایق ای مهربان بر خلایق عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیب های ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، ازبنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت ...